روستای یکانکهریز

روستای یکانکهریز

یکان کهریز

استاد حاج میراسمعلی صفری بطوریکه از پیرمردان شنیده شده و از مدارک و قباله های قدیمی مستفاد می شود، اهالی یکانات از عشایر یکانلو که در اوایل سلطنت صفویه در محل فعلی اسکان یافته بودند می باشند و از اول سکونت خرده مالک بوده اند (گویا شاه اسماعیل صفوی به میرقلیج که مقبره اش حالا در یکانکهریز واقع و جد یکانکهریز محسوب و رئیس ایل یکانلو بوده است بخشیده و بقول آن روز طرخان نموده است) و در دوره سلطنت قاجاریه چندین بار فشار آورده اند که به تیول مالکیت مالیکن و یا شاهزادگان درآورده اند ولی مردم مقاومت کرده و زیر بار ذلت اربابیت نرفته اند که این جریان ها شرح مفصلی درباره یکانکهریز و یکانعلیا و یکان سعدی دارد ( که فعلا مجال آن نیست و انشاء اله بموقع و با مدارک و اسناد حوادث آن شرح داده خواهد شد.) یکانات مردم هوشیار و غیوری داشته و همیشه از زمان متاثر و در جریانات مملکت شرکت کرده و شهدای بیشماری در راه دین و وطن داده است متاسفانه چندین بار محکوم قهر و غضب حکام جائر و جابر زمان واقع شده است. بزرگترین ضربه را در زمان فتحعلی شاه که باعث از دست رفتن قسمت بزرگی از وطن ما شد، خورده است و جریان باین شرح است که مرحوم نظرعلی خان مرندی رئیس فوج مرند که اصلا از یکانکهریز و از اولاد میر قلیج بوده و در جنگهای قفقاز بفرماندهی عباس میرزا شرکت داشته و در ضمن جنگ، عباس میرزا عقب نشینی مینماید و نظر علی خان با فوج مرند در قلعه شوشا به محاصره سپاه روس می افتد و نظر علی خان شهامت به خرج داده شبانه خود و قشون تحت فرماندهی خودش را نجات داده و خود را به نیروی اصلی می رساند ولی عباس میرزا در اثر سعایت رقیبان، شکست خود را بگردن نظر علی خان می اندازد و او را می کشد. ناسخ التواریخ قاجار که با نظارت حکام آن زمان نوشته شده است نظر علی خان را محکوم به رشوه گیری از روسها می نماید در صورتیکه تاریخ مزبور مانند تاریخ پهلوی (ماموریت برای وطنم و غیره … ) تنها به قاضی رفته است و مدارک حقیقی برخلاف ناسخ التواریخ قاجار در نزد خانواده مافی ساکن قزوین که در آن زمان حاکم ایروان بوده اند موجود است و صراحتا در یادداشت ها امده است که نظر علی خان مرندی بی تقصیر کشته شد. نظر علی خان با علی مردان خان هرزندی صیغه اخوت خوانده بودند که از آن زمان ورد زبان مردم هرزندان و یکانات است که (یکانات و هرزندات فارداش) یعنی دهستان یکانات و دهستان هرزندات برادرند و این برادری همیشه در میان افراد این دو منطقه مخصوصا در غربت و مسافرت محسوس است و با کمی دقت معلوم می شود که چه اندازه به یکدیگر مهربان وصمیمی هستند لذا در نتیجه این برادری مردم هرزندات و یکانات تمام اهالی شهرستان مرند بخونخواهی نظر علی خان قیام کرده و راه عبور لشکریان دولت را از مرند قطع می کنند و در موقع عقب نشینی حرمخانه عباس میرزا تا زنجان عشایر یکانلو با همراهی شقاقی ها حرمخانه را تعقیب و چندین بار از اثاثیه آنها تالان می کنند در نتیجه پس از معاهده و صلحنامه شوم ترکمانچای و دادن هیجده شهرستان از سمت شمال رود ارس به روسها و گذاشتن مرز مشترک از رود ارس و فراغت از دشمن قوی عباس میرزا به سرکوبی اهالی مرند اقدام می نماید و تمامی شهر و روستاهای مرند را تاراج و هر که را یافتند یا کشته و یا اسر می کنند مخصوصا مردم یکانات و هرزندات کاملا تاراج می شوند. در اثر این چپاول و بتاراج رفتن اغنام و احشام مراتع یکانات بدون چرا مانده و قسمت بیشتری از ییلاق یکانات در آن زمان بوسیله دهات مجاور تجاوز و تصاحب شده و از دست مردم یکانات بیرون رفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ساعت 0:25  توسط ادمین  |